پیشاهنگی زن کورد؛ از تجربه احزاب تا گذار از جمهوری اسلامی – کانی کرم‌پور

​جنبش‌های اجتماعی و رهایی‌بخش در تاریخ معاصر خاورمیانه، همواره با رنج، بیداری و فداکاری بی‌دریغ زنان گره خورده‌اند. اما در این میان، جغرافیا و اندیشه سیاسی کوردستان جایگاهی متمایز، پیشرو و الهام‌بخش دارد.

جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» که امروز در چهارمین سالگرد آن ایستاده‌ایم، اتفاقی ناگهانی یا جرقه‌ای بی‌ریشه در دل تاریخ نبود. این خیزش بزرگ، حاصل دهه‌ها مبارزه، آگاهی‌بخشی و مقاومت استوار زنان و مردانی است که آزادی واقعی جامعه را از مسیر رهایی کامل زن جست‌وجو کرده‌اند.

یاد و نام زنانی چون ژینا امینی که جان عزیزش شراره‌های این رستاخیز سراسری و جهانی را برافروخت، یا شلیر رسولی که جان داد تا کرامت و حرمت زن آسیب نبیند، بخش‌هایی زنده از همین تاریخ پر از مقاومت است. این پیشاهنگی به روشنی نشان داد که شعار «ژن، ژیان، ئازادی» ریشه در فلسفه‌ای عمیق، رادیکال و بومی دارد. فلسفه‌ای که از قلب کوردستان برخاست و به بستری برای همبستگی سراسری و مطالبه‌گری رهایی‌بخش تبدیل شد.

​بررسی تاریخ معاصر کوردستان نشان می‌دهد که پروسه سیاسی شدن جامعه و حضور زنان در عرصه عمومی، پیوندی تنگاتنگ با شکل‌گیری و فعالیت جریان‌ها و احزاب سیاسی داشته است. در این میان، نقطه عطف بزرگی که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد، نقش تشکیلات «کومەلە» بود. کومەلە با درک یک ضرورت تاریخی و حیاتی دریافت که رهایی جامعه بدون حضور و مشارکت فعال زنان ممکن نیست.

این جریان با شکستن تابوها و ساختارهای سنتی، بستر بیداری و ورود زنان را به عرصه مبارزه سیاسی و حتی تسلیحاتی فراهم ساخت. این چرخش تاریخی سبب شد باور سنتیِ خانه‌نشینی زن شکسته شود و زنان شانه به شانه مردان وارد میدان مبارزه شوند. نقطه اوج این خودباوری را می‌توان در مقطع حاکمیت مردمی و شکل‌گیری شوراها دید، جایی که زنان توانستند کمیته‌های مستقل خود را تشکیل دهند. این شوراهای زنانه و کمیته‌های ویژه، نه تنها فضای تازه‌ای برای مطالبه‌گری ایجاد کردند، بلکه اعتمادبه‌نفس بالایی به زنان بخشیدند و به جامعه نشان دادند که زن کورد توانایی اداره، سازماندهی و هدایت جنبش‌های بزرگ اجتماعی را دارد.

​اما با وجود این گام‌های شجاعانه، نگاهی واقع‌بینانه به پروسه تاریخی فعالیت احزاب نشان می‌دهد که این مناسبات همواره خالی از نقص نبوده است. حقیقت این است که احزاب سیاسی کوردستان، با وجود باور به ضرورت حضور زنان و بهره‌مندی از توان و فداکاری بی‌دریغ‌شان، در ادامه مسیر نتوانستند آن‌گونه که شایسته بود جایگاه واقعی، برابر و نهادینه‌شده‌ای را در سطوح عالی تصمیم‌گیری به آنان واگذار کنند. ساختارهای سنتی و باورهای مردسالارانه، حتی در درون بدنه احزاب سیاسی نیز رسوخ داشت و در بسیاری از برهه‌ها مانع از آن شد که زنان به رهبری رادیکال و کاملاً مستقل دست یابند. در مواردی حضور زنان بیشتر جنبه نمادین پیدا کرد و سازوکارهای موجود، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه، از رشد کامل یک اندیشه زنانه و خودمختار جلوگیری کردند. زن کورد مجبور بود علاوه بر مبارزه با سرکوب حاکمیت، در سنگرهای درونی نیز برای اثبات صلاحیت و هویت برابر خود بجنگد.

​امروز در چهارمین سالگرد این جنبش تاریخی، مبارزه برای رهایی زنان و تحول جامعه همچنان با چالش‌ها و موانعی سخت روبه‌رو است. نمی‌توان چشم بر واقعیت‌های تلخ جامعه بست؛ متأسفانه در کوردستان همچنان خشونت علیه زنان و پدیده دردناک زن‌کشی به چشم می‌خورد. هرچند عوامل گوناگونی همچون فقر اقتصادی، عقب‌ماندگی‌های تحمیلی و آسیب‌های روانی حاصل از سال‌ها سرکوب در بروز این خشونت‌ها تأثیرگذارند، اما نباید اجازه داد این آسیب‌ها سیمای مبارزاتی کوردستان را مخدوش کند. مردم کوردستان نباید تاریخ پر از شکوه، غرور و دهه‌ها مبارزه مسلحانه، سیاسی، اجتماعی و مدنی خود را در برابر رژیم جنایتکار حاکم فراموش کنند. این تاریخ افتخارآمیز، بیش از هر زمان دیگری در شرایط حساس امروز، راه مقاومت، آگاهی و مبارزه را به ما نشان می‌دهد.

​از سوی دیگر، باید هوشیار بود که رژیم جمهوری اسلامی به‌طور عامدانه می‌خواهد کوردستان را در میان بحران‌ها و مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محاصره و گرفتار کند تا انرژی مبارزاتی این جامعه مهار شود. دشمن با شیوه‌های مختلف می‌کوشد جامعه را از ریشه‌های تاریخی و روحیه مقاومت دور کند. برای عبور از این موانع و ناکام گذاشتن دسیسه‌های رژیم، اتکای صرف به پیشینه تاریخی کافی نیست. جامعه کوردستان و در رأس آن زنان و مردان آگاه، نیازمند انسجام، آموزش‌های مداوم مدنی، هوشیاری سیاسی و مبارزه بی‌امان با فرهنگ مردسالاری در تمام ابعاد جامعه و ساختارهای سیاسی هستند. پیشاهنگی زنان باید از یک نماد مقطعی، به پدیده‌ای پایدار، روزمره و نهادینه در تمام ابعاد زندگی تبدیل شود.

در نهایت، باید به یک حقیقت بنیادی اشاره کرد: تمام این مبارزات، آگاهی‌بخشی‌ها و تلاش‌ها برای رسیدن به برابری، تا زمانی که جمهوری اسلامی بر قدرت است، با دیواری سخت از سرکوب و ساختار زن‌ستیز روبه‌رو خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی ایدئولوژی خود را بر پایه نابرابری، سرکوب زن، تبعیض سیستماتیک و سلب کرامت انسانی بنا نهاده است. بنابراین، دستیابی به برابری واقعی، آزادی پایدار و تحقق کامل آرمان‌های «ژن، ژیان، ئازادی» تنها با سرنگونی کامل این رژیم توتالیتر و زن‌ستیز ممکن می‌گردد. سرنگونی جمهوری اسلامی نه یک گزینه در کنار سایر گزینه‌ها، بلکه شرط اول و ضرورت حیاتی برای دستیابی به جامعه‌ای آزاد، برابر و انسانی است.

کانی کرم‌پور

About کانی کرم‌پور

Check Also

مردمی که تنها ماندند، اپوزیسیونی کە غیبش زد! – عادل الیاسی

در این نوشتە استدلال می‌ شود که آنچە معمای بقای حاکمیت رژیم اسلامی را توضیح …