دیدار با مجتبا خامنه‌ای – هادی خرسندی

یک شبی از شبان هذیانی
غرقه در حیرت و پریشانی

مجتبا توی خواب من آمد
کج و مفلوج و نیمه تن آمد

جا به جا گشته بود اعضایش
سر او رفته لای پاهایش

در همان حال با دهان گشاد
فحش بر هر که میشود میداد 

بر زمین پخش، گرم فحّاشی
فحش هایش برشته، خشخاشی

به دوازده امام اول کار
به تمام ائمهٔ اطهار

فحش خواهر به حضرت زهرا
فحش مادر به مریم کبرا

بعد هم فحش بر صغیر و کبیر
به زن و مرد و نوجوان یا پیر

گفتمش های  رهبر سوم!
بکن الساعه گور خود را گم

تو چرا اینهمه دهن لقّی؟
تو چرا مثل معامله شقّی؟

گرچه افتاده بر زمینی تو
حشری باز اینچنینی تو

اینهمه بی ادب چرا دیّوث؟
نده اینقدر فحش، بی ناموس!

***

مجتبا یکّه خورد و شرمنده
گفت لطفاً ببخش بر بنده

با چنین جسم ناقص و ناجور
کاش میشد بیفتم اندر گور

چه کسی گفته رهبرم بنده
کمتر از گوز هر خرم بنده

شده ام پاک بی برو برگرد
آلت دست عده ای نامرد

هیچ زین کارها قبولم نیست
منطبق با «علی الاصولم» نیست

من که قالتاق نمره یک بودم
حال در این میانه نابودم

با توجه به وضع ناجورم
من به دولت نمیرسد زورم

چون به تنگ آمدم ازین بازی
رفته ام در پی براندازی

چون ازین جمع در غضب شده ام
خود به خود سلطنت طلب شده ام

ناگهانی شدم موافق شاه
سلطنت دوست، پادشاهی خواه

لیک از آنجا که سلطنت طلبی
مایه اش فحش هست و بی ادبی

با همین فحش کرده ام آغاز
تا کنم شرط لازمش احراز

میدهم فحش و میکنم تمرین
تا قبولم کنند بعد از این

مینویسم توئيت های کثیف
میکنم فحش های تازه ردیف

میگذارم کامنت فحّاشی
طبق سبک اراذل اوباشی

چشم را بسته زیپ خود را باز
آلت خویش میکنم ابراز

مثل آن قهرمان فوتبالیست
مادر خلق مینهم در لیست

تا بگویم نه از شما عقبم
بلکه بدجور سلطنت طلبم

آی خوار مادرتونو از دم
ضمن جاوید شاه، (چیز کردم!)
***

مجتبا این که گفت برجَستم
پس به مشتی دهان او بستم

گفتمش خفه شو پدرسگ گوز
جمع کن این مزخرف و دک و پوز

دو تا تیپا زدم در کونش
کردم از خواب خویش بیرونش.

————–
هادی – ۲۱ تیر ۱۴۰۵

About هادی خرسندی

Check Also

«توماج»

توماج صالحی خواننده‌ رب مورد علاقه من است. شجاع است و شجاعتش قابل تحسین ! …