سالگرد مرگ خمینی ، میراثی کە کماکان قربانی می گیرد! حسن رحمان‌پناه

١٤ خرداد هر سال، سالگرد مرگ روح‌الله خمینی بنیانگذار و رهبر سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی است . در این روز رسانەهای رسمی جمهوری اسلامی تصویری “اسطوره‌ای” از بنیانگذار نظام ارائه می‌کنند که گویا “استقلال، آزادی و عدالت” را برای مردم ایران به ارمغان آورد. اما از منظر بخش بزرگی از مردم ایران ، نیروهای اپوزیسیون ، بویژە نیروهای چپ و کمونیست ، کارگری، زنان آزادیخواه و برابری‌طلب، اقلیت های ملی و دینی ، میراث خمینی برای ایران ، منطقە و حتی جهان، نه آزادی و عدالت ، بلکه استقرار یکی از سرکوبگرترین نظام‌های سیاسی خشن ، بی رحم ، قاتل و جنایتکار تاریخ معاصر ایران و منطقە است. خمینی نه تنها معمار نظام فاشیستی جمهوری اسلامی، بلکه معمار شکست آرمان‌هایی بود که میلیون‌ها نفر برای تحقق آن‌ها در قیام ضد سلطنتی ۱۳۵۷ به میدان آمدند، فداکاری کردند و سرآنجام وحشیانە سرکوب شدند .

قیامی که از آنِ مردم بود، نظامی کە علیە آن قرار گرفت !

قیام تودەای و مردمی کە در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ با پایان استبداد سلطنتی پیروز شد، حاصل تلاش یک فرد یا یک جریان سیاسی بویژە مذهبی ها نبود (اگرچە آنان از همە جریانات دیگر متشکل تر بودند). بلکە کارگران، دانشجویان، زنان، روشنفکران، نیروهای سوسیالیست، سازمان‌های چپ، ملیت‌های تحت ستم و بخش‌های وسیعی از مردم در سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی مشارکت داشتند.

اعتصاب‌های کارگری، به‌ویژه در صنعت نفت، ستون فقرات حکومت پهلوی را در هم شکست. شوراهای کارگری و مردمی در بسیاری از مراکز تولیدی و شهری شکل گرفتند و چشم‌انداز مشارکت مستقیم مردم در اداره جامعه را پیش روی جامعە قرار دادند. اقدامی کە وحشت جریان اسلامی تشنە قدرت را در پی داشت و بلافاصلە بە سرکوب آن همت گماشت . پیروزی قیام تثبیت نشده بود که روند تمرکز قدرت در دست روحانیت و جریان مذهبی با همکاری لیبرالها و “حزب تودە” آغاز شد. رهبر نظامی که در فرانسە وعده آزادی ، فعالیت زنان و حتی کمونیست ها را داده بود، به سرعت به حذف نە تنها آنان، بلکە هر صدای معترض و نیروهای مستقل و غیرە حکومتی و غیرە مذهبی روی آورد.

نابودی شوراها و سرکوب جنبش کارگری !

یکی از نخستین قربانیان سرکوب حکومت تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی، جنبش مستقل ، پر شوروشوق و فعال کارگری بود.

شوراهای کارگری که در متن قیام شکل گرفته و در برخی مراکز کار و تولید قدرت و ادارە محیط خود را در دست گرفتە بودند، از نگاه جریان اسلامی ، رهبر آن و حکومت نوپا ، تهدیدی برای اقتدار دولت دینی محسوب می‌شدند. به تدریج این شوراها ، محدود ، منحل، یا تحت کنترل نهادهای حکومتی از نوع “شوراهای اسلامی” و ” خانە کارگر” قرار گرفتند. فعالان چپ ، کمونیست و کارگری در متن این جنبش و جامعە ، دستگیر ، بازداشت و زندانی شدند. نشریات آنان توقیف گردید و صدها نفر از کادرهای شناخته‌شده جنبش کارگری و سوسیالیستی به زندان افتادند یا اعدام شدند و جمع محدودی توانستند جلای وطن کنند. جمهوری اسلامی از همان آغاز حاکمیت خود نشان داد که با سازمان‌یابی مستقل طبقه کارگر، از جملە تشکل یابی ، حق اعتصاب ، تحصن و تظاهرات کارگران برای طرح و رسیدن بە مطالبات صنفی و سیاسی خود، سر سازگاری ندارد و هرگونه تشکل خارج از کنترل خود را دشمن تلقی می‌کند و بە شدت سرکوب نمود.

ملیت‌های تحت ستم ، لشکرکشی و فرمان مذهبی جهاد !

مردم حق طلب کرد، ترکمن‌، عرب‌ و بلوچ‌ها از نخستین روزهای آغاز قیام ، خواهان حقوق دموکراتیک خود ، از جملە حق تعیین سرنوشت با تصمیم و آرادە خود، برابری با سایر ساکنین ایران و مشارکت واقعی در اداره مناطق محل سکونت و پایان دادن بە ملت “درجە دو” بودند.

پاسخ حکومت نه گفت‌وگو و جواب بە این خواست های انسانی و دمکراتیک ، بلکه اعزام نیروهای نظامی و امنیتی بود. نوروز خونین سنندج ، بعنوان هدیە رژیم بە مردم کردستان تقدیم شد . در این جنگ تحمیلی جمع کثیری جانباختە و مجروج و ویرانی گستردەای در شهر بە وجود آمد. در ٢٨ مرداد “فرمان جهاد” خمینی علیە مردم کردستان صادر شد کە تا امروزیز ن آدامە دارد و کردستان سرزمینی کاملآ اشغالی و توسط سپاە پاسداران و نیروهای اطلاعات آدارە می شود. ترکمن‌صحرا بە خاک و خون کشیدە شد و رهبران آن همراە با دەها رزمندە دیگر قتل عام شدند. مردم مناطق عرب نشین جنوب ، بە دلیل حق طلبی سرکوب و کشتار شدند. مردم بلوچ در فقر و بی امکاناتی بە عنوان محروم ترین نقاط ایران ماندند و صدای حق خواهی آنان تا کنون هم با سرب ، باروت و گلولە جواب دادە می شود . ده‌ها شهر و روستا در مناطق یاد شدە صرفآ بە جرم حق طلبی ، صحنه درگیری شدند، بە آتش کشیدە شدند و صدها و هزاران فعال سیاسی ، اجتماعی و رزمندە ، چە در سیاە چالها ، چە در نبرد مسلحانە و جنگ پیشمرگانە و چریکی و چە در نبرد خیابانی جان عزیز خود را از دست دادند.

از منظر چپ سوسیالیستی و انقلابی، دفاع از حقوق ملیت‌های مختلف در تعیین سرنوشت سیاسی و اداری خود ، نه تهدیدی برای حاکمیت مردمی و “وحدت کشور” نیست، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از مبارزه برای آزادی و برابری است. اصلی و حقی که جمهوری اسلامی همیشە با گلولە و کشتار جواب آنرا دادە است .

زنان، نخستین قربانیان استبداد مذهبی !

قیام ۵۷ با حضور گسترده زنان ایران بە اوج و پیروزی رسید. نمایش قدرت میلیونی زنان در روز ٨مارس ١٣٥٧ ، کە تنها در تهران پانصد هزار زن و مرد برابری طلب شرکت کردند، این نیرو و قدرت عظیم و تحول بخش آنرا نشان داد کە وحشت دین سالاران و حاکمان مذهبی را بە دنبال داشت. زنان از نخستین گروه‌هایی بودند که با محدودیت‌های شدیدحکومتی روبه‌رو شدند. فرهنگ کثیف مردسالاری ، زن ستیزی و مذهبی در خدمت حکومت، بسیج و زن را زیر حجاب و مقنعە اسلامی بە بند کشیدند. اما زنان مبارز ایرانی و بویژە در کردستان تسلیم نشدند. با حضور در همە میدانهای نبرد، در کارخانە و خیابان ، تا زندان و جنبش مسلحانە ،حاکمیت و مرسالاری را بە چالش کشیدند. جنبش “زن، زندگی، آزادی” را می‌توان امتداد تاریخی همان مقاومتی دانست که از نخستین ماه‌های استقرار جمهوری اسلامی شکل گرفت. کە امید حال و ایندە مبارزە متحدانە و پیشرو برای سرنگونی فاشیسم اسلامی حاکم بر ایران است .

دهه شصت، دهە فاجعە و جنگ علیه چپ و اپوزیسیون غیرحکومتی!

کمتر جریانی به اندازه نیروهای چپ ، سوسیالیست ،آزادیخواە و جنبش انقلابی کردستان هزینه استقرار حاکمیت جمهوری اسلامی را پرداختە است. دلیل آنهم روشن بود، مقاومت و تسلیم نشدن.

در طول دهه شصت، در ٣٠ خرداد ٦٠و تابستان ٦٧،در متن جنگ ارتجاعی و خانمان سوز ایران و عراق با یک میلیون قربانی ، هزاران فعال سیاسی وابسته به سازمان‌های مختلف چپ و سازمان مجاهدین خلق کە وارد “فاز اقدام نظامی” شدە بود دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. بسیاری از آنان جوانانی بودند که علیه دیکتاتوری سلطنتی مبارزه کرده و آرزوی جامعه‌ای عادلانه‌تر را در سر داشتند. اما درحکومت اسلامی مجددآ دستگیر و اینبار اعدام شدند. اوج سرکوب و اعدام‌های گسترده دهە ٦٠ رویدادی بود که در حافظه تاریخی مردم ایران به عنوان یک فاجعه عمومی و در افکار عمومی جهانی نیز بعنوان “نسل کشی”زندانیان سیاسی در تابستان ٦٧ با فرمان مستقیم خمینی ، ثبت شده است. هدف حاکمیت از این اقدام فاشیستی تنها حذف مخالفان سیاسی نبود. بلکە فراتر از آن ، هدف زدن قفل سکوت بر دهن جامعە ، بویژە بعد از پایان جنگ ارتجاعی ایران و عراق و شکست در جبهەها، سرکوب هر صدایی در نطفە ، برقراری حاکمیت گورستانی بر کشور و نهایتآ ، نابودی هر بدیل اجتماعی و سیاسی بود که نەتواند در برابر حاکمیت روحانیت ، مذهبیون و سپاە پاسدارن تشنە قدرت، قد علم کند.

انقلاب فرهنگی، علم زدایی از دانشگاه و اندیشه !

حکومت برای تثبیت سلطه خود تنها به سرکوب خیابانی و امنیتی بسنده نکرد. دانشگاه‌ها تعطیل شدند، هزاران دانشجو و استاد اخراج شدند. بە فرمان شخص زمینی “قلم ها شکستە شدند” و نشریات ، روزنامە ، مجلە و هر صدای انتقادی خفە گردیدند .فضای علمی کشور تحت کنترل ایدئولوژی مذبی و بنیادگرایانە قرار گرفت.

انقلاب فرهنگی تلاشی بود برای حذف تفکر انتقادی_انسانی و جایگزینی آن با وفاداری سیاسی و مذهبی بە حاکمان در قدرت با محوریت شعار”ولایت مطلقە فقیە”.

بهای این سیاست را نسل‌های متوالی از دانش آموزان ، دانشجویان ، معترضین و منتقدین و پژوهشگران ایرانی با جان و زندگی خود پرداختند. اما بسیاری تسلیم نشدند و کوس رسوایی حکومت و حاکمان را در زندان، در داخل و خارج کشور بە صدا در آوردند.

صدور انقلاب اسلامی خمینی و فاجعەای برای کل منطقە !

یکی از شعارهای استراتژیک خمینی برای بقای حکومتش “صدور انقلاب اسلامی” بە منطقە با ایجاد خاکریزهای در حمایت از جمهوری اسلامی درایران بود. نتیجە این سیاست، صدور تروریسم ، راە انداختن جنگ مذهبی ، تشدید اختلافات دینی و فرقەای در میان مردمانی کە سالها در کنار هم با آرامش زندگی کردە بودند، لطمە زدن و مصادرە بە مطلوب جنبش حق طلبانە فلسطین با اهداف کاملآ سیاسی و با اتکا بە دلارهای نفتی و قربانی کردن آن در بارگاە دولت مردان عرب ، سران نژادپرست و کودک کش ئیسرائیل، رشد بنیادگرایی مذهبی و زایش “داعش” و … بودە است . سیاستی کە نە تنها نفعی برای مردم ایران و منطقە نداشت ، بلکە هزاران انسان را قربانی طمع ورزی ولایت فقیە و “صدور انقلاب اسلامی ” خمینی نمود و منطقە را بە جنگ کشید و سال ها بە عقب برگرداند.

میراث واقعی خمینی، فاشیستی کە کماکان آدامە دارد !

از دیدگاه اکثریت مردم ایران و بویژە نیروهای چپ ، سوسیالیست ، زنان برابری طلب ، جوانان تشنە آزادی و تسلیم ناپذیر، روشنفکران جسور و صاحب نام و قلم ،مهم‌ترین میراث خمینی نه استقلال سیاسی (نە شرقی ، نە غربی) و نه عدالت اجتماعی (حکومت مستضعفان)، بلکه بە شکست کشاندن یک قیام و خیزش مردمی علیە استبداد سلطنتی مطلقە و مصادره و جایگزینی آن با یک استبداد مطلقە ایدئولوژیک مذهبی(ولایت فقیە) بود. نظامی کە بعد از ٤٧ سال جرم و جنایات رهبر اول و دوم نظام ، از وارث سوم آن(مجتبی خامنەای) در متن جنگ ارتجاعی و ضدمردمی آمریکا و اسرائیل با حکومت اسلامی رونمایی شد.

امروز، ٣٧ سال پس از مرگ خمینی، جامعه ایران همچنان با پیامدهای ساختاری تصمیم‌ها و سیاست‌هایی روبه‌روست که در نخستین روزها و سال‌های جمهوری اسلامی توسط بنیانگذار آن پی ریزی شد. از این منظر، نقد خمینی، صرفاً نقد یک فرد نیست. بلکە نقد نظامی است که بر پایه تمرکز قدرت در شکل فرد محور و فاشیستی ، با قلع و قمع و حذف مخالفان و نفی حضور و مشارکت دموکراتیک و حق خواهانە مردم ایران بر سرنوشت خود، با مذهبی کردن سیاست و با سیاسی کردن مذهب تشیع، شکل گرفت. میراث خمینی ،منطقە را با بنیادگرایی اسلامی ، صدور تروریسم و جنگ و خونریزی و بی حقوقی زنان و اقلیت ها ، کلیدزد و کماکان آدامە دارد .

اما ارثیە امروز خمینی ، حکومتی تضعیف شدە ، با بحرانهای عمیق سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، ،ساختاری ، ایدئولوژیک ، عدم مشروعیت داخلی و خارجی و جنگ و کشتار است. ارثیەای کە تنها قدرت و ستون حفظ آن، اسلحە ، سپاە پاسدارن، زندان، شکنجە، خفقان و سانسور، کشتار بی رحمانە دەها هزار نفر تنها در (دو روز ١٨و ١٠)دیماە سال گذشتە می باشد کە در برابر سیل خروشان مردم بە پا خواستە تاب تحمل نخواهد آورد.

تردیدی نیست کە بار دیگر آرمان‌های آزادی، برابری و نبرد برای رهایی ، همچون سال ١٣٥٧ ، اما این بار با درس گرفتن از نقاط مثبت و منفی آن تجربە ، در فراسوی جنگ قطب های ارتجاعی و ضدمردمی ، از جملە آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی، در ایران و در متن سرکوب ، زندان و خشونت جان خواهند گرفت. نخستین گام در متن فجایع حاصل از میراث خمینی و حکومتش ، بازخوانی واقعی و مستند این تجربه تاریخی و شنیدن سخنان تلخ و صدای اکثریت مردم ایران و بویژە قربانیانی است که سال‌ها است صدای آنان زیر روایت رسمی حکومت و قرائت تک صدای و مذهبی حذف شده‌اند . محاکمە و مجازات آمرین و عاملین این تاریخ ، از اولین قدم های آن بازخوانی خواهد بود. میراث واقعی خمینی، شکل دادن بە فاشیسم مذهبی است کە علی رغم نزدیک بودن بە پایان تاریخی آن ارثیە ، کماکان برجان و زندگی مردم ایران و بخشی از منطقە چنگ انداختە است .

١٤خرداد ١٤٠٥

About حسن رحمان‌پناه

Check Also

دفاع چپ محور مقاومت از جمهوری اسلامی، تمام مرزهای اخلاقی را رد کرده است – ناصر طاهری

اسد گلچینی در نوشته‌ای که ظاهراً پاسخی به مقاله‌ی رفیق عادل الیاسی است، عملاً به …