دفاع چپ محور مقاومت از جمهوری اسلامی، تمام مرزهای اخلاقی را رد کرده است – ناصر طاهری

اسد گلچینی در نوشته‌ای که ظاهراً پاسخی به مقاله‌ی رفیق عادل الیاسی است، عملاً به دفاع از جمهوری اسلامی می‌پردازد و می‌کوشد این رژیم را از مسئولیت کشتار مخالفان سیاسی خود تبرئه کند.

پیش از هر چیز، باید به اسد گلچینی یادآور شد که ابتدایی‌ترین اصول امانت‌داری در نقد ایجاب می‌کند متنی را که مورد نقد قرار می‌دهید، بدون تحریف و دقیقاً همان‌گونه که نوشته شده، منتشر کنید. مقاله‌ی رفیق عادل الیاسی به زبان کردی نوشته شده است، اما اسد گلچینی، که نه بر زبان کردی و ظاهراً نه بر زبان فارسی تسلط کافی دارد، با استفاده از گوگل ترنسلیت، متن را به فارسی ترجمە کردە و به همین دلیل مفاهیم و مضامینی را وارد آن کرده که با متن اصلی تفاوت اساسی دارند. بنابراین، آنچه او نقد می‌کند، در مواردی اساساً نوشته‌ی رفیق عادل نیست، بلکه نتیجه‌ی ترجمه‌ی نادرستی است که اسد گلچینی با استفاده از یک برنامه‌ی کامپیوتری ارائه کرده است. متن اصلی نوشته‌ی رفیق عادل را کە بە زبان کردی نوشتە شدە است، در پایان این نوشته بازنشر می‌کنم.

اما اصل موضوع چیست؟

رفیق عادل در نوشته‌ خود توضیح داده است که مسئولیت کشتن مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی به دست این رژیم، صرف‌نظر از تعلقات سیاسی، فکری و حزبی آنان، بر عهده‌ی همین رژیم است، از جمله کشتن اعضا و پیشمرگان احزاب کردستان. او تأکید می‌کند که صرف‌نظر از نقدهایی که می‌توان به سیاست‌های احزاب کردستان در بکارگیری نیروی پیشمرگ وارد کرد، هیچگاه نمی‌توان مسئولیت قتل انسانها را از دوش قاتلان برداشت و آن را متوجه سیاستهای نادرست احزاب کرد. انسانها به دلیل باورهای سیاسی خود نباید هیچگاه به قتل برسند.

اما از نگاه اسد گلچینی و جریان موسوم به «چپ محور مقاومت»، چون این احزاب را ناسیونالیست می‌دانند، کشتن اعضای آنها به دست جمهوری اسلامی عملاً قابل توجیه است. به همین دلیل نیز زمانی که اردوگاههای احزاب کردستان با موشکهای جمهوری اسلامی هدف قرار گرفت و شماری از اعضای این احزاب جان خود را از دست دادند، همین جریان محور مقاومت آشکارا اعلام کرد که جمهوری اسلامی را به دلیل این حملات محکوم نخواهد کرد، زیرا به زعم آنان این احزاب بخشی از پروژه‌ی امپریالیسم علیه «ایران» هستند.

اگر این موضع را با عملکرد تاریخی همین گرایش چپ مدافع جمهوری اسلامی مقایسه کنیم، شباهت آشکاری با مواضع حزب توده و سازمان اکثریت در سال‌های نخست استقرار جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود. در آن دوران نیز این نیروها بر این باور بودند که مقاومت مسلحانه‌ مردم کردستان علیه جمهوری اسلامی، مقاومتی که کومه‌له در صف مقدم آن قرار داشت، عامل اصلی خشونت در ایران است، زیرا آن را بخشی از «پروژه‌ی امپریالیسم» و دولت بعث عراق علیه «ایران» قلمداد می‌کردند. به همین دلیل، آنها حتی علیه مردم کردستان اسلحه به دست گرفتند و همراه پاسداران و بسیجی‌ها با مردم کردستان وارد جنگ شدند.

همین منطق را امروز نیز می‌توان در سخنان برخی از چهره‌های این جریان چپ محور مقاومت مشاهده کرد. برای نمونه، فرخ نگهدار نیز در اظهارات اخیر خود، مقاومت مسلحانه‌ی آن دوره را علت اصلی خشونت جمهوری اسلامی معرفی کرده و مدعی شده است که حکومت ناچار بود در برابر گروههای «تجزیه‌طلب» و «مدافع نیروهای امپریالیسم» وارد عمل شود.

شباهت دیگر میان چپ محور مقاومت امروز و نیروهای توده‌ای و اکثریتی دیروز، نگاه آنان به جنبشهای اجتماعی است. همان‌گونه که آن نیروها در دهه‌ شصت، جنبش کارگری، جنبش دانشجویی، جنبش زنان و دیگر حرکتهای اعتراضی را مسئول سرکوب و زندانی شدن فعالانشان می‌دانستند، امروز نیز همین منطق بازتولید شده است. از منظر این جریان، هر میزان مقابله با جمهوری اسلامی، به‌ویژه در شرایطی که به اعتقاد آنان «جنگ با امپریالیسم» در جریان است، مسئولیت زندان، اعدام و کشتار را از دوش حکومت برمی‌دارد و بر عهده‌ی کسانی می‌گذارد که دست به مبارزه زده‌اند.

نتیجه‌ی منطقی چنین دیدگاهی، مشروعیت‌بخشی عملی به سرکوب جمهوری اسلامی است. اگر مسئولیت خشونت همواره متوجه قربانی باشد، دیگر حکومت هیچ مسئولیتی در قبال زندان، شکنجه، اعدام و کشتار مخالفان خود نخواهد داشت.

باید از اسد گلچینی و همفکرانش در چپ محور مقاومت پرسید:

آیا باید به یک کارگر زندانی گفت که حقش بوده زندانی شود، زیرا در شرایطی که جمهوری اسلامی با «امپریالیسم» درجنگ است، دست به اعتصاب زده است؟

آیا باید به زنی که به دلیل اعتراض به حجاب اجباری در معرض اعدام قرار گرفته است گفت که خود مسئول سرنوشت خویش است، چون در زمان حمله‌ی آمریکا یا اسرائیل علیه « ایران عزیز » اعتراض کرده است؟

آیا از نظر اسد گلچینی و دیگر رفقایش در چپ محور مقاومت، سرکوب خونین معترضان در خیزش‌ زن، زندگی، آزادی و دی‌ماه نیز موجه است، زیرا به ادعای آنان، «ایران» هم‌زمان با تهدید «امپریالیسم» روبه‌رو بوده است؟

آیا قتل ژینا امینی نیز قابل توجیه بود، چون او، غیر مسئولانە و بدون رعایت حجاب اجباری در خیابان حضور داشت در حالی که می دانستند می تواند بە قتل برسد؟

آیا کشتن مردم سنندج در جنگ ۲۴ روزه موجه بود، زیرا «رژیم صدام با حمایت امپریالیسم آمریکا به ایران عزیزتان» حمله کرده بود؟ آیا اعدام ۵۹ زندانی سیاسی در مهاباد موجه بود، زیرا احزابشان ««غیرمسئولانه» آنها را به مأموریت فرستاده بودند؟ آیا قتل‌عام گردان شوان موجه بود، زیرا رهبری وقت کومه‌له، که رهبر مقدس شما در رأس آن بود، «غیرمسئولانه» آنها را به بیاره فرستاده بود؟ آیا دیگراعدامها و کشتارهای رژیم اسلامی نیز موجه بودند، زیرا آن انسانها یا احزابشان در این یا آن مقطع، تصمیم سیاسی غلطی گرفته بودند، یا باورهای سیاسی آنان، از نظر آقای گلچینی و رفقای چپ محور مقاومتش، طرفدار «بیگانگان» بود؟

اگر پاسخ به همه‌ی این پرسش‌ها منفی است و هیچیک از این جنایت‌ها، فارغ از درستی یا نادرستی رفتار قربانیان و احزابی که در آن عضو بودند، قابل توجیه نیست، پس چگونه کشتن، اعدام و به قتل رساندن اعضای احزاب کردستان به دست جمهوری اسلامی می‌تواند موجه باشد، صرفاً به این دلیل که این احزاب ناسیونالیست هستند یا با سیاستهای آنان اختلاف وجود دارد؟

آیا انسانها، فارغ از باورهای سیاسی، تعلقات حزبی و اختلافات ایدئولوژیک، از حق حیات برخوردار نیستند؟ آیا هر حکومتی حق دارد مخالفان سیاسی خود را، به هر دلیل، به قتل برساند؟

آنچه از نوشته‌ی اسد گلچینی و موضعگیری همفکرانش در چپ محور مقاومت برمی‌آید، این است که گویا کشتن برخی انسانها، از نظر آنان قابل توجیه است، به‌ویژه اگر عضو احزاب کردستان باشند یا با «دشمنان ایران» همکاری کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دفاع از یک موضع سیاسی، به دفاع عملی از سرکوب و حذف فیزیکی مخالفان تبدیل می‌شود.

چنین موضعی، لکه‌ای ننگین بر کارنامه‌ی کسانی است که روزگاری خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی می‌کردند، اما امروز، در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی و در شرایطی که جامعه‌ی ایران بیش از هر زمان دیگری علیه حاکمیت این رژیم جنایتکار به پا خاسته است، در عمل به توجیه سیاست‌های سرکوبگرانه‌ آن می‌پردازند و با سلب مسئولیت از حکومت، کشتار مخالفانش را مشروع جلوه می‌دهند.

جای تأسف است که کسانی که زمانی خود را در صف مبارزه با جمهوری اسلامی می‌دانستند، امروز در نقطه‌ای ایستاده‌اند که نه‌تنها از محکوم کردن جنایت‌های این حکومت خودداری می‌کنند، بلکه با استدلال‌های توجیه‌گرانه، زمینه‌ی همان جنایت‌ها را نیز فراهم می‌سازند. این، فاصله‌ای است عمیق میان دفاع از یک تحلیل سیاسی و دفاع عملی از سرکوب و حذف مخالفان.

جامعه حق دارد از این نوع به‌اصطلاح «کمونیست‌ها»، که یادآور توده‌ای‌ها و اکثریتی‌های پس از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی هستند، متنفر باشد.

اما باید به کسانی که به خاطر عملکرد این چپ‌های محور مقاومت از چپ بودن متنفر می‌شوند، گفت که اینها با این موضع‌گیری خود، با چپ بودن و کمونیست بودن وداع گفته‌اند، لطفا آنها را چپ تلقی نکنید، زیرا نمی‌توان مدافع اعمال جنایتکارانه‌ جمهوری اسلامی، به‌ویژه حذف فیزیکی مخالفان سیاسی بود و در عین حال خود را چپ و کمونیست نامید. نام واقعی این گرایش، که در دوره‌ی جنگ ماهیت واقعی خود را نشان داد، همان چپ محور مقاومت است.

کێ بەرپرسی گیان لەدەستدانی #گریلا و #پێشمەرگەیە؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عادل ئەلیاسی

لە چەند ڕۆژی ڕابردوودا کۆمەڵێک گریلای پژاک و پێشمەرگەی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران لە تێکهەڵچوون لە گەڵ هێزەکانی ڕژیمی ئیسلامیدا گیانیان لەدەست داوە. پێویستە سەرەتا سەرخۆشی بکرێت لە بنەماڵەی ئەم گیان بەختکردوانە و لە حیزبەکانیان.

هاوکات پێویستە بە ڕوونی بڵێین کە بەرپرسیاریەتی گیان لەدەستدانی هەر کەسێک به دەستی ڕژیمی ئیسلامی ڕاستەوخۆ دەکەوێتە ئەستۆی ئەم ڕژیمە دڕندەیە. بە واتایەکی تر، سەرباری ئەوەی کە سیاسەتی ناردنی گریلا و پێشمەرگە بۆ ناوەوەی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، و یان بە گشتی سیاسەتی خەباتی چەکداری لە ئێستادا چەندە پێویست یان گونجاوە، ڕژیمی ئیسلامی بەرپرسە لە گیان لەدەستدانی هەر چالاکێکی سیاسی کە دژی ئەم ڕژیمە خەبات دەکات. هەروەک چۆن بەرپرسیاریەتی لە سێدارەدانی زیندانیانی سیاسی، کوشتنی خۆپیشاندەران، مانگرتوان، ژنان و ژینگەپارێزان لە ئەستۆی ڕژیمی ئیسلامییە، بەرپرسیاریەتی گیان لەدەستدانی چالاکانی سیاسیی، کە بۆ پاراستنی خۆیان و هەموار کردنی خەباتی سیاسییان چەکیان هەڵگرتووە، لە پلەی یەکەمدا دەکەوێتە ئەستۆی ئەم ڕژیمە و نە حیزبەکانیان.

هەڵەی سیاسی، ستراتیژیک یان تاکتیکی لە لایەن هەر حیزبێکی سیاسییەوە، نابێت ببێتە هۆی ئەوەی کە بەرپرسیاریەتی کوشتنی ئەندامەکانیان، جا بە موشەک بێت، بە تیرۆر بێت و یا لە خەباتی ڕاستەوخۆی چەکداری بێت، لە سەر شانی ڕژیمی ئیسلامی سوک بکرێت و لە جیاتی ئەوە تەنها لۆمەی حیزبەکان بکرێت.

کۆماری ئیسلامی بە سیاسەتی سەرکوت و نایاسایی کردنی هەر جۆرە چالاکییەکی سیاسی و مەدەنی کە بەرژەوەندییەکانی ئەو بخاتە مەترسییەوە، بووەتە هۆی کاردانەوەی هەمەلایەنەی کۆمەڵانی خەڵک، لەوانە خۆپیشاندان و ڕێپێوان، مانگرتن، ناڕەزایەتی کرێکاران و ژینگەپارێزان و ژنان، و لە لایەکی تریشەوە ڕوو کردنە حیزبە سیاسییەکانی کوردستان و هەڵگرتنی چەک. بۆیە نابێت بەھۆی هەڵەی سیاسی و یان تاکتیکی لە هەرکام لەم بوارانەی خەباتی ڕەوای کۆمەڵانی خەڵکدا، خەباتکاران، بزووتنەوەکانیان و یا حیزبەکانیان وەک بەرپرسی جینایەتەکانی ڕژیمی ئیسلامی دەستنیشان بکرێن و کۆماری ئیسلامی تەبرەئە بکرێت.

لە ماوەی شەڕ و ململانێی ڕژیمی ئیسلامی لە گەڵ دەوڵەتانی ئەمریکا و ئیسرائیل، بەداخەوە هەندێک لایەن بە شێوەیەکی هەڵە بەرپرسیاریەتی ڕژیمی ئیسلامییان لە کێشانی کۆمەڵگای ئێران بۆ ناو بڵێسەی ئاگری شەڕ سوک کرد و زیاتر قورسایی ڕەخنەکانیان خستە سەر دەوڵەتانی دەرەکی و لە پلەی یەکەمدا ئەوانیان وەک بەرپرسی شەڕ ناساند، نەک کۆماری ئیسلامی. هەروەها بەهەڵە هەوڵیان دا حیزبەکانی کوردستان وەک “پیادەنیزامی” دەوڵەتانی ئەمریکا و ئیسرائیل پێناسە بکەن. بەم شێوەیە بەرپرسیارییەتی ڕژیم کەوتە پەراوێزەوە. هیوادارم ئەم جۆرە هەڵانە دووپات نەبنەوە و ئێستا بەرپرسیاریەتی گیان لەدەستدانی ئەم پێشمەرگە و گریلایانە، لە سێدارەدانی زیندانیانی سیاسی و یا هەر چەرمەسەریێکی تر کە بەسەر کۆمەڵگی ئێران و کوردستاندا دێت، لە پلەی یەکەمدا ڕاستەوخۆ بخرێتە ئەستۆی ڕژیمی ئیسلامی.

تا ئەوکاتەی ڕژیمی ئیسلامی مافە سیاسی، مەدەنی و ئابوورییەکانی کۆمەڵانی خەڵک بە کوشتن، سێدارە و زیندان وڵام بداتەوە، کاردانەوەی چەکداری، وەک هەموو شێوەکانی تری کاردانەوە، ڕەوایە، تەنانەت ئەگەر کات و شوێن و شێوازەکەشی جێگای ڕەخنە بێت.

ناصر طاهری

About ناصر طاهری

Check Also

وقتی سیاست، فوتبال را وتو می‌کند! – حسن رحمان‌پناه

در حاشیه اقدام ترامپ در لغو محرومیت ناشی از کارت قرمز یک فوتبالیست آمریکای فوتبال …