روشنایی آگاهی و درد رهایی: روایت انسان‌محور از ایستادگی و رنج زنان در کوردستان – عبدالصمد آذرپور

​جنبش «ژن، ژیان، آزادی» که از قلب کوردستان جوانه زد و سراسر کشور را فراگرفت، بیش از آنکه یک رویداد سیاسی باشد، تجلی بلندترین ندای انسان‌خواهی و برابری‌طلبی در منطقه بود. در این مسیر، زنان کوردستان تنها معترضانی در خیابان نبودند؛ آنان پیشگامان زندگی، پیام‌آوران امید و معماران اندیشه‌ای نو شدند. شعار «ژن، ژیان، آزادی» که از فرهنگ و باور عمیق انسان کورد به جان‌افشانی برای زندگی ریشه می‌گرفت، توانست جان‌های مشتاق عدالت را حول محور رهایی و کرامت انسانی گرد هم آورد. در این فرایند، زن کورد از نقش تاریخی یک «ستم‌دیده بی‌صدا» عبور کرد و به انسان هوشمند و خودباوری بدل شد که با برداشتن حجاب اجباری و ایستادگی در صف اول، حق خود را بر زیستن و تعیین سرنوشت بازپس گرفت.

​اما درست در برابر این شکوه و آگاهی، جامعه کوردستان با یک غم بزرگ و تناقض دردناک روبرو شد. هم‌زمان با اوج‌گیری شجاعت و آگاهی، سایه خشونت‌های خانگی، زن‌کشی‌ها و خودکشی‌های اجباری سنگین‌تر شد. از دست رفتن جان‌های پاکی چون هانای ۱۶ ساله به دست پدرش یا پرپر شدن نیلوفر، تنها اندکی از رنجی است که هر روز بر پیکر این جامعه وارد می‌شود. زن کورد امروز در میان دو دنیای متفاوت گرفتار آمده است: از یک سو نماد آزادگی و الهام‌بخش جان‌های بیدار است، و از سوی دیگر در حریم شخصی و خانوادگی خود، قربانی خشن‌ترین صورت‌های انتقام‌جویی می‌شود.

​افزایش چشگیر این فاجعه‌ها پس از یک حرکت رهایی‌بخش، رخ‌دادی اتفاقی نیست؛ بلکه واکنش دردناک و تدافعی ساختارهای کهنه پدرسالاری در برابر تغییر است. وقتی ساختارهای سنتی قدرت متزلزل می‌شوند، برای بازپس‌گیری تسلط ازدست‌رفته خود، عریان‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین روش یعنی سلب حق حیات از زنان را به کار می‌گیرند. این واکنش تلخ در بستر ساختاری رخ می‌دهد که تبعیض جنسیتی را نهادینه کرده و راه را بر تحقق برابری بسته است. حقیقت این است که با وجود ساختار حاکم فعلی، دست‌یابی به برابری واقعی و حفظ کرامت انسانی ممکن نیست؛ چراکه این نظام بر پایه تبعیض سیستماتیک، قوانین نابرابر و سلب حقوق بنیادین زنان بنا شده است. حکومت نه‌تنها تبعیض را قانونی کرده، بلکه با سوءاستفاده از مفاهیمی چون «ناموس» و بخشیدن اختیارات نامحدود به مردان، عملاً خود به بازتولید خشونت و نقض کرامت انسان‌ها دامن می‌زند. قوانین تبعیض‌آمیزی که مجازات قتل‌های ناموسی را کاهش می‌دهند، زن را شهریوند درجه دوم می‌انگارند. از همین رو، گذار از این دیدگاه ایدئولوژیک، نخستین گام حیاتی برای بازگرداندن کرامت و امنیت به زندگی همه انسان‌هاست.

​در کنار این فشار سیاسی و ایدئولوژیک، زنان در کوردستان تحت فشار مضاعف محرومیت‌های اقتصادی، تبعیض‌های چندگانه و حاشیه‌نشینی قرار دارند. نبود خانه‌های امن و شبکه‌های حمایتی مستقل، آنان را در برابر آسیب‌ها تنها و بی‌دفاع رها کرده است. برای گذر از این بحران عمیق انسانی، نیازمند راهکاری همه‌جانبه و انسان‌محور هستیم: نخست، عبور از قوانین تبعیض‌آمیز موجود و لغو کامل هرگونه تخفیف قانونی برای مرتکبان زن‌کشی، تا حق حیات تحت هر شرایطی مقدس شمرده شود. دوم، ایجاد فوریت‌های حمایتی، خطوط تلفن اضطراری و خانه‌های امن برای پناه دادن به جان‌های تحت خطر. سوم، مسئولیت‌پذیری رسانه‌ها برای انعکاس درست این رنج‌ها و پرهیز از توجیه جنایت تحت عناوین تقلیل‌گرایانه‌ای مانند «اختلافات خانوادگی». و در نهایت، تقویت نهادهای مدنی و آگاهی‌بخشی مداوم برای شکستن زنجیره خشونت‌های سنتی.

​آگاهی و باوری که در جان زنان کوردستان بیدار شده، هرگز به عقب بازنخواهد گشت؛ اما حفاظت از جان و کرامت آنان در برابر خشونت، وظیفه‌ای همگانی است که تحقق آن نیازمند همبستگی، مسئولیت‌پذیری و ساختن زیرساخت‌های حمایتی پایدار است.

عبدالصمد آذرپور

About عبدالصمد آذرپور

Check Also

مردمی که تنها ماندند، اپوزیسیونی کە غیبش زد! – عادل الیاسی

در این نوشتە استدلال می‌ شود که آنچە معمای بقای حاکمیت رژیم اسلامی را توضیح …